عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زيار

28

قابوس نامه ( فارسى )

( 21 ر ) مگذار كه وى « 1 » همه را به كار آرد « 1 » . و بدان كه از همه هنرها بهترين [ هنرى ] « 2 » سخن گفتن است كه آفريدگار ما جلّ جلاله از همه آفريدهاى خويش آدمى را بهتر آفريد و آدمى فزونى يافت بر ديگر جانوران بده درج « 3 » كه [ در ] « 4 » تن اوست : پنج درون و پنج بيرون ؛ پنج نهانى چون : انديشه و ياد گرفتن و نگاه داشتن و تخيّل كردن و تمييز و گفتار ؛ و پنج ظاهر چون : سمع و بصر و شمّ و لمس و ذوق . و ازين جمله آنچه ديگر جانوران را هست نه برين جمله است كه آدمى راست . پس بدين سبب آدمى پادشا و كام گار شد بر ديگر جانوران . و چون اين بدانستى زبان را به خوبى و هنر آموخته كن « 5 » و جز چرب زبانى « 6 » عادت مكن كه زبان « 7 » تو دايم همه آن گويد كه تو او را بر ان رانى و عادت كنى ، چه گفته‌اند : هر كرا زبان « 7 » خوشتر هوا خواهش بيشتر . و با همه هنر جهد كن تا سخن بر جاى « 8 » گويى كه سخن نه بر جاى « 9 » اگر چه خوب گويى زشت نمايد و از سخن كارفزاى خاموشى گزين كه سخن بىسود همه زيان بود و سخن كه از وى بوى هنر نيايد ناگفته بهتر كه حكيمان سخن را مانند بنبيذ كردند « 10 » كه هم ازو خمار خيزد و هم به دو درمان خمار بود . اما سخن ناپرسيده مگوى و از گفتار خيره پرهيز كن و چون باز پرسند جز راست مگوى . و تا نخواهند كس را نصيحت مگوى و پند مده خاصه كسى را كه پند نشنود كه او خود اوفتد ؛ و بر سر ملا هيچ كس را پند مده كه گفته‌اند حكمت :

--> ( 1 - 1 ) ، ل و ب و پ : همه كس را به كار آيد ؛ ن : همه را به كار آيد ( 2 ) - از ، ل و ن و پ افزوده شد ؛ ب : هنر ( 3 ) - نسخهء اصل در متن و حاشيه : درج ( بفتح دال و سكون راء ) ل و ن و پ : درجه ؛ ب : چيز . جمع درجه در عربى به صورت درج ( بضم دال و فتح راء ) آمده است . آيا ممكنست ضبط نسخه‌هاى ديگر « درچه » باشد كه در ديگر كتابها هم به صورت « دريچه » آمده است و در نسخهء اساس آن را چنين نوشته باشند ؟ ( 4 ) - از ، ل و ن و پ افزوده شد ؛ ب : اندر ( 5 ) - ل : آموخته دار ؛ ن : آموختن خوكن ( 6 ) - ل و پ : خوب‌زبانى ؛ ن : خوبى گفتن ( 7 ) - ن : زفان ( 8 ) - ن : بجايگاه ( 9 ) - ن : نه بر جايگاه ( 10 ) - ل : مثل نبيد كردند ؛ ن : به نبيد ماننده كرده‌اند